تندیس جان
سلام.
نمی دونم مهمه که این متنو کی مینویسه یا نه.
من یک دانشجوی زمینی مسلمان ایرانی دکترای داروسازی هستم. هرکدوم از اینها که باشم نظرم نظر یک انسان است.
چقدر شهامت میخواهد در دل مرگ رفتن؟ آیا من و تو داریم؟
حال ببینید چند صد هزار مرد و زن با شهامت جان های خود را فدا کردند. این جان ها را بر هم که قرار دهیم تندیسی از شهامت برای کشورمان ساخته می شود که در هیج جا به این زیبایی ساخته نشده.
با انقلاب طرح این تندیس را زدیم و هشت سال برای ساختن این مجسمه وقت صرف کردیم .
این تندیس عظیم که جان های پدران و مادران ما در آن نقش زده تندیس جان ملت مسلمان جهان است و هر آزاده ای در تماشای این تندیس مبهوت می ماند.
هر ساله مردم این تندیس را به خیابان ها می آورند تا به جهانیان بگویند ساخت این مجسمه عظیم عدالت همچنان ادامه دارد . 22بهمن 9دی و .......
این تندیس استوار می ماند و آنقدر عظیم است با رنگ پاشی های چند بچه ، رنگی به خود نمیگیرد.
این تندیس سری سبز قلبی سفید و پایه ای قرمز دارد.
سری که با آمدن حجت ، منجی عالم بشریت ، مهدی موعود ساختش تشکیل می شود.
دلی سفید با پیام صلح و عدالت جهانی .
و پایه ای که با رنگ قرمز خون شهدا به پیروی از سید الشهدا استوار شده.
اما...
چه خون دل ها میخورد پیر فرزانه....
رهبر محافظان این تندیس. آقا می دانم .
چه کسانی به تو نارو زده اند؟
نه به تو بلکه به خون شهدا . به این تندیس.
میخواهند این تندیس را خراب کنند؟!! اما به تو اطمینان میدهم تندیسی که از جنس جان است استوار می ماند.
حمایتت میکنیم ای پیر فرزانه. ای که تدبیرت الهی است.
من و ملت آزاده ایرانی هر لحظه گوش به فرمان توایم تا به این تندیس جاودانه بپیوندیم.
در 22 بهمن 1388 ادامه میدهیم ساخت این تندیس سه رنگ را.
تا به راهت راهیم ایمن از گمراهیم
گر زند سنگم فلک من علی را حامیم.
حسین مسعودی (۱۰ بهمن ۱۳۸۸)