جایگاه پیام شما

بفرمایید.

هر سوالی درمورد داروها و ... دارید بپرسید. اینجا داروخانه مجازی شماست...

This is my blog.
Here is your virtual Pharmacy.
You can ask your questions and get answers to your questions.

راهیان نور

چند سال است که میایم؟!!

چرا مرا به خود پیوند نمی زنید؟

چرا در خودم مانده ام؟

من جواب بدهم؟

نه شما کریمان جواب دهید

مرا تا خانه خدا تا حرم کریمه و تا حرم ضامن آهو راهی کردید.

اما من ...

می دانید خیلی دلم میخواهد یک جمله را به شما کریمان بگویم

اما میدانید چه سخت است؟

اگر مرا در نیابید و  رنگ و بوی خود ندهید از من کاری ساخته نیست...

آبرویتان زیاد است نزد خداوند

باز هم مرا سوی خود می کشید و این من نیستم که رقم زده ام.

من در خودم مانده ام

مرا از خودم برهانید و شجاعت عطایم کنید

شما ای کریمان!

چند روز بیشتر به عمرم نمانده

مرا دریابید

تا سر خورده نشوم

دعایم کنید ای سرخ رویان سرافراز

من عرف نفسه خود را به من بیاموزید تا من عرف ربه من بوی شما بگیرد

خلاصه این که شکایت پیش که برم از درون و بیرون ناسازکار

دعایم کنید که اللهم خلصه  من النفاق

روی شرمسارم بی شرم شده .

شرم مرا به من بر میگردانید؟

می دانید خیلی دلم میخواهد یک جمله را به شما کریمان بگویم

میگویم

اما بدانید عملم به این جمله بیشتر بوی این جمله را می دهد!!

راستی قبل از این که بگویم:

لطف کنید و این وجود ما را ...

بگذار جمله ام را بگویم

چهار سال است که می آیم

اما

شهدا شرمنده ایم

یا ستارالعیوب

یا ستارالعیوب

چقدر مرا میسوزانی با این صفت خود

یا ستارالعیوب

همه صالحم میخوانند و تو با لبخندی می گویی عیبی ندارد

چقدر مرا میسوزانی با این صفت خود

یا ستارالعیوب

همه ظاهر و تو باطنم را می بینی

میخواهم لب بگشایم اما به من اجازه نمی دهی و میگویی بین خودمان بماند

چقدر مرا میسوزانی با این صفت خود

یا ستارالعیوب

مرا همه حال دربرداری و من دستانم را روی چشمانم می گذارم و فکر میکنم در جایی هستم که تو نیستی

مرا عذاب روا اگر داری روا نمیداری کسی بفهمد و می گویی عذاب بیشترت میکنم اگر فاش گویی

مرا منافق قبول میکنی اما بی آبروییم را نمیخواهی

چقدر مرا میسوزانی با این صفت خود

یا ستارالعیوب

خسته ام

خیلی خسته ام

لبخند ازلبانم میلغزد

نم دلم را گرفته

سرد شده است رویایم

وشاید...

این همان بوده که میپنداشتم نیست

وشاید هیچ نگویم

خسته ام

دیوار مغزم کوتاه تر از گرگان است

و برای پرسه ی کبوتران دیگر جایی نیست

خسته ام

خسته

خدا تو خود بهتر میدانی

علاقه ام را به علایقم معلق کرده ام

افلاک را به تفکر تو فلک کرده ام

قید ها را در تقید به تو مقید کرده ام

خدایا ندانم هایم را نمیدانم که ندانسته نادانسته ها را می گویم و می جویم .

خدایا در واماندگی های مانده های زندگی جا مانده از جایم مرا به وادی خودم وا مگذار.

خدایا مرا تنها میدانم که نمیگذاری مرا از یاد خودم از یادت به من جدا مگذار...

خدایا من در مانده در من را با من در من مگذار و من بی من را به من منّت کن.

خدایا منت را من باش و من را منت و من را از من بگیر و خودت را من باش و من را خودت.

یا رب

جمعه

از این همه اشتیاق دلگیر میشوم. خدایا تومیدانی که چه زود پیر میشوم.

در دلم شور دویدن تجلی میکند. خدایا به سر میخواهم بیایم ولی پایم گیر میکند.

امروز که فکر میکنم عمر زیادی رفته است.غصه زیاد نمیخورم باور کن نمیدانم باقی عمرم چند هفته است.

نعمات زیادت مرا دل مشغول میکند.عیبی ندارد خدا بیکاری بیشتر آدم را پیر میکند.

امروزهم جمعه هست و ازگفتن مهدی بیا بیم دارم.می دانی چرا؟آخر کار با فلان کیک* ساعت سه ونیم دارم!

مهدی جان خدایی اگر خواستی بیایی یک تست درست سنج از من بگیر. آخر میترسم بیایی و به جای فراخواندنم گریه کنی از کارهایم یک دل سیر.

شاید این جمعه بیایی شاید یعنی، جمله شاید این جمعه آدم شوم را برسانم به مرحله معنی...

قربانت حسین مسعودی .همین الان

*kiak

 

خدایا دل گرفته من نشان از وجود تو دارد

وقتی دلم میگیرد یعنی به چیزی که خواسته ام نرسیده ام. و وقتی چیزی را اراده میکنی و به آن نمیرسی یعنی از قدرتت خارج است و از قدرتم خارج است اراده کردن را به فعل رساندن.

و چه زیباست توکل و چه زیباست صبر

و زیبا تر از هردو حلم است.

خدایا عمر کوتاهی در این دنیا دارم و راهی طولانی در پیش

با این که میدانم با گذشت زمان پرده های غفلت در مقابل چشمانم تغییر ضخامت میدهند اما در راه استوار نگردیده ام.

آن چنان که شایسته تو است نمی توانم به تو فکر کنم.

خدایا روزمرگی را دوست ندارم ولی دچار میشوم.

خدایا آتش بزن درونم را با شعله های عشقت و مرا نابود کن در خواست خودت.

خدایا من واقعا به تو نیازم.

خدایا من فقرم.

خدایا من به تو ربطم.

خدایا صفاتت را در من تجلی باش.

خدایا من نمیدانم که میدانم که نمیدانم و در حال ،توان فهم میدانم که نمیدانم را ندارم.

و امروز هم نیمه شعبان

آقا جان.

من حرفی برای گفتن ندارم.

آقا اگر خواستی روزی ظهور کنی ببین چند نفر حاضرند در کوره بروند به فرمان تو

اگر ۳۱۳ شدند بیا...

من انگشترم را به دست کردم

انگشترم را به دست کردم تا

یادم بماند قولی داده ام به خودم

یادم بماند لحظه ها با گذر خود جام فراموشی به من می نوشانند

یادم بماند در کنار این و آن خلق این و آن رنگم میکند

یادم بماند مکانی با مکان دیگر لذتی با لذتی دیگر تصمیم هایم را عوض می کنند

یادم بماند خیلی راحت است توجیه کردن ذلت پذیری

یادم بماند خیلی راحت است به نام خوبی تمام کردن بدی را

یادم بماند که زود یادم می رود از کجا آمده ام!

خدایا...

دلم گرفته

از نشناختن ها

از اشتباه گرفتن ها

خدایا به من فهماندی که هیچ نمی دانم

فهماندی که خیال هایم را نباید به ژای خواست تو بنویسم

فهماندی که موقع راحتی حرفهایی می زنم که موقع سختی می زنم زیرش

خدایا فهماندی که نمی شناسم.

نمی شناسم

خدایا من هیچ نمی دانم

خدایا من تو را نمی شناسم

خدایا من خودم را نمی شناسم

خدایا من حق را نمی شناسم

خدایا من باطل را نمی شناسم

خدایا من عقل را نمی شناسم

خدایا من وهم را نمی شناسم

خدایا من انتظار را نمی شناسم

خدایا من توکل را نمی شناسم

خدایا من شهدا را نمی شناسم

خدایا من حضرت معصومه را نمی شناسم

خدایا من امام رضا را نمی شناسم

خدایا من حضرت مهدی را نمی شناسم

خدایا من دعا را نمی شناسم

خدا یا من اجابت را نمی شناسم

خدایا من توکل را نمی شناسم

خدایا من توسل را نمی شناسم

خدایا من اشک را نمی شناسم

خدایا من وظیفه را نمی شناسم

خدایا من ایثار را نمی شناسم

خدایا من زندگی را نمی شناسم

خدایا من شکایت را نمی شناسم

خدایا من رضایت را نمی شناسم

خدایا من اختیار را نمی شناسم

خدایا من تقدیر را نمی شناسم

خدایا من قضا را نمی شناسم

خدایا من خوب و بد

زشت و زیبا

شب و روز

کفر و ایمان را نمی شناسم

خدایا من زمان را نمی شناسم

خدایا من مکان را نمی شناسم

خدایا من عشق را نمی شناسم

خدایا من ایثار را نمی شناسم

خدایا من حالم را نمی شناسم

خدایا من صبر را نمی شناسم

خدایا من حلم را نمی شناسم

خدایا من بندگی را نمی شناسم

خدایا من سعی صفا و مروه را نمی شناسم

خدایا من طواف کعبه را نمی شناسم

خدایا من بقیع را نمی شناسم

خدایا من شناختن را نمی شناسم

خدایا من من را نمی شناسم

خدایا من چه کنم که بودن را نمی شناسم؟؟؟

خدایا

خدایا

من خیلی چیز های دیگر را نمی شناسم

خدایا به شخصی چنان جاهل با نگاهی به جز رحمت منگر

که من رحمت را هم نمی شناسم

خدایا من

خدایا

نمی شناسم...

برای پدرم دعا کنید . . .

از ته دلتون برا سلامتیش دعا کنید...

التماس دعا

امام رضا خودت میدونی...

دلم ...

خودت میدونی الان چه حالی دارم...

فردا دعوتم کرده بودی اما...

من اعتراضی...ندارم

شب قدر فکر کردم دیگه اومدنی ام اما...

امام رضا هنوز ...

امام رضا خیلی دوستت دارم اما مثل اینکه تو منو...

نمی دونم چه حکمتیه که اینجوری با دلم بازی میکنی

نمیدونم کجای کار....

امام رضا امشب بدجوری دلم پره اما تو به دل نگیر خوب میشم...

هنوز صفای دارالحجه ات یادم نرفته اما حاجت منو ...

نمی دونم. من هیچی نمیدونم. هیچی هیچی. خودت یه طوری حالیم کن

تو که میدونی من آدم کم صبریم ...

تو که میدونی من چشمام به آخر راه روشن نیست و فقط میتونم پیش پامو ببینم.

باشه...

هر موقع فکر میکنی مناسبه تورو قسمت میدم...

یه سوال دارم امام رضا.

قول میدی رو راست بهم بگی؟

بپرسم؟

دوستم داری؟

...

 

رمضان کجا میروی؟ چه زود تمام شدی؟

سلام ماه خدا

سلام ماه مهمانی

سلام ماه عذاب شیطان

سلام ماه مهربانی

سلام امام زمان ٬ سلام مولای من ٬سلام سرور من

میدونم توی پرونده اعمالم چه خبره.

تورو جان من وقتی میخونیش تو روم نگام نکن که نمیتونم از شرم سرمو بالا بگیرم.

امسال میخوای چیارو برام تو شب قدر امضا کنی؟

بازم میخوای منو مثل پارسال شرمنده کنی؟

تازه از جایی برگشتم که جای دستات قراره روش با نوای انا بقیه الله بمونه

درد دلام زیاده باهات.

از خدا بخواه گره از کار همه مومنین و مومنات واکنه توی این ماه ضیافت.

از خدا بخواه دستمو ول نکنه

من خیلی کمتر از این ها میفهمم که صلاحم چیه.

خدایا تو رو به حق حجتت ما رو به سمت صلاحمون هدایت کن

خدایا اهدنا الصراط المستقیم

خدایا صراط الذین انعمت علیهم

یا ارحم الراحمین منو دست نفسم نسپر که حسابی شاکی میشم

خدایا اعوذ بک من نفسی

خدایا چی بهت بگم که قبل از گفتنش نشنیده باشی؟

خدایا همه چیو میسپرمت به خودت...

 

واپسین لحظات...

سلام خدا.

ای کاش این آخرین لحظات باشد و و قتی به سویت می ایم در تو فنا شوم

دلم گرفته است.

مرا به سوی خود میخوانی اما دلم را در دست نمیگیری؟

توکل میکنم به تو . ولی جواب تو چرا اینگونه اشکم را جاری میسازد؟

از تو خواستم صلاحم را.

مگر تو هم در زندگی کسی گره می اندازی؟

گره کار من به دست تو باز شدنی است.

خدایا از من دلبری می کنی. از آسمان و زمین. آسمانی و زمینی.

خدایا هرگاه کاری را به تو میسپارم همه چیز درست می شود.

خدایا من آخر راه را نمی بینم و تو میبینی. خدایا چقدر پیچیده راهنمایی ام میکنی؟

خدایا میترسم در این پیچیدگی گمت کنم. از تو خواستم بگیری از من هر آنچه میگیرد تو را از من .

به چه راهنمایی ام می کنی؟

ای کاش این واپسین لحظات بود چون...

نمی دانم به کدامین سوی دنیا بروم

نمی دانم حسابم با خودم چگونه است

خدایا این دنیا برایم ملال آور است.

خدایا تو خود شاهدی هر آنچه در این دنیا انتخاب کردم برای آخرت بود.

خدایا تو خود شاهدی چیزی که در این دنیا اتمام یابد ارزشی برایم ندارد مگر راهی به سوی تو باز کند.

خدایا تو خود میدانی حتی عشق را برای ابد انتخاب کردم نه برای این دنیا.

من خود را به تو میسپارم.

خدایا تو خود گره از کارهایمان واکن.

می ترسم از این که حسین بیایم و همان برگردم.

می ترسم از این که تو را درخودت گم کنم.

می ترسم از این که چراغی ببینم و آن را نبینم.

خدایا تو خود دستم را بگیر.

که اگر یک لحظه رهایم کنی به اعماق خود فرو میروم و در خود ،خودم را گم خواهم کرد.

خدایا من پراز احساسم. مرا به سوی خود و برای خود بخواه. و دلی آرام به من عطا کن.

خدای من دوست دارم آنکه تورا دوست دارد.

چرا اینگونه است زمین تو؟

بال های فرشتگانت را میچیند و آنها را به خود عادت میدهد.

برایت فرشته میشوم ای خدا.

بالهایم را به من  پیوند بزن.

خدایا به من قدرتی عطا کن تا فریاد بزنم آنچه را در دل دارم تا بدانند.

خدایا به من قدرتی عطا کن تا دریچه مهرم را به راه تو و برای تو باز کنم.

خدایا تو را در جایی دیدم که که در عین نزدیکی از من دور جلوه می کند.

نزدیک کن مرا به آنچه تو را به من نزدیک میکند.

خدایا نمی توانم آنچه در دل دارم عیان کنم.

خدایا تو خود در دل عیان کن آنچه من پنهان میکنم.

گاهی برای رسیدن باید برید.

اما ترس از نرسیدن توانم را میگیرد.

خدایا...

چه نزدیک است ....

خدایا با من مانده خاطراتی از دیدن تو.

دیده هایم را به من برگردان.

خدایا چه کم به امام زمانم پرداختم

می ترسم از دعا برای امامم که اگر با او نباشم چه؟

خدایا امام زمانم را در سلامت بدار . و یارانی محکم برایش انتخاب کن.

الهم عجل لولیک الفرج.

راستی نیمه شعبان نزدیکه.

چی میشد اگه ....

و در آخر

اینو بدون که

 

 

وقتی احساس میکنی آن چه که در مورد خود فکر میکنی اشتباه است.

چه میکنی اگر چنین حسی داشته باشی؟

چه میکنی اگر خوابی ببینی که به تو این را بگوید؟

تا به حال خود را ارزیابی کرده ای؟

تا به حال به پیرامونت فکر کرده ای؟

تابه حال به اندیشه ات سرک کشیده ای؟

تا به حال به دلت رجوع کرده ای؟

تا به حال فکر کرده ای کاری را که انجام میدهی از کجاست؟

تا به حال خود را در آینه خدا دیده ای؟

تا به حال با خود خلوت کرده ای؟

تا به حال به گذشته خود نگریسته ای؟

تا به حال عمر خود را تخمین زده ای؟

تا به حال به گذر عمر چشم دوخته ای؟

تا به حال مرده ای؟؟؟

خدایا شکرت

یک هزار و سیصد و نود

تبریک بگم؟

یا؟

خدایا سال داره یواش یواش نو میشه

البته این ماییم که یه نقطه رو انتخاب میکنیم و بهش ارزش خاصی میبخشیم وگرنه زمان با همان حال در حال گذره

خدایا دلم پیش مردم ژاپن برای مردم لیبی مردم بحرین مردم فلسطین و بقیست

خدایا سال خوبی در کشور من داره رقم میخوره و تو رو شکر میکنم

با این همه ناامنی و مشکلات تو کشورای همسایه مثل عراق و افغانستان و پاکستان و کشوری عربی واقعا خیلی باید شکرت کنم که در پنین امنیتی قرارمون دادی

خدایا نزدیکه؟؟

خدایا سال داره نو میشه

من هم دارم نو میشم.

از برکات خاک شهداست. خدایا دمت گرم . حج منو عقب انداختی.

خیلی دلم میخواست قبل از این که بیام یه بار دیگه میرفتم کربلای ایران

ممنونم

خدایا من خودم بهتر میدونم چه تحولاتی در من داره رخ میده

خدایا عجب طلاییه این طلاییه.

فتح المبین

اروند

دهلاویه

هویزه

خدایا ازت میخوام من و تمام جوونای این سرزمین رو در راه خودت به اعتلا برسونی و هممونو امام زمانی کنی

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه و النصر وجعلنا من خیر اعوانه و خیر انصاره والمستشهدین بین یدیه

خدایا

خدایا راضیم به رضای تو

چقدر نزدیک شدم به آغوش گرمت

خدایا امشب همچین بگی نگی حالم یه طور دیگست

فردا ، پس فردا

دو روز مونده به پرکشیدنم به سمتت

نکنه خودم بیام و دلم آسمونی نشه. خدایا می ترسم

خدایا دلم تنگ شده برات

نمیدونم چرا هنوز نیومده دارم لحظات آخر بودن در این سفر رو حس میکنم. آخ چقدره سخته

خدایا اینقده میترسم بیام اونجا و وقتی برگشتم حسرت اینو بخورم که چرا استفاده بهتری از زمان مجاورت با خانه تو  و پیامبرت نکردم.

خدایا خودت بهتر میدونی که چطوری ثبت نام کردم! چطوری اسمم در اومد! چطوری دارم میام!

خدایا این همه آدم خوب این همه آدم چشم به راه. چطور شده من؟؟؟؟

من که این همه بدم

من که این همه بهت نارو زدم

خدایا می ترسم وقتی برگشتم دوباره . . .

خدایا دلم میخواد وقتی دعوت میکنی بعدشم منو رها نکنی...

خدایا یه کم درد دل کنم باهات

خدایا چند وقتیه دنیا بوی مهدی میده

خدایا چند وقتیه غلغله ای تو جهان افتاده...

نمیدونم کی ظهورشو میرسونی

اما وقتی فکرشو میکنم که اگه بخواد یه روزی بیاد ... من باید چه کنم با این همه گناه؟

خدایا هم مشتاقم که بیاد هم میترسم از...

خدایا خلاصه دارم میام...

خدایا وقتی اومدم این حسین ناقص الاراده و عاصی رو بگیر و و حسینی رو به دیارش راهی کن که تا پایان عمرش بنده خود خودت باشه ولا غیر...


اللهم عجل لویک الفرج

-------------------------------------------------------------------------------

صحبتی با دوستانم:

از تمام کسانی که منو میشناسن و حقی به گردنم دارن از همینجا خالصانه حلالیت میطلبم.

اگه هم من به گردن کسی حقی دارم حلالش کردم.

التماس دعا


خدایا میدانی چه سخت است؟

خدایا سخت است گناه نکردن

خدایا سخت است با نفس جنگیدن

خدایا به خدا قسم سخت است

بذار خودمونی تعریف کنم

خدا

وقتی مادر به بچش میگه با آتیش بازی نکن...

وقتی بهش میگه این غذای خوبو بخور...

وقتی میگه این چیزا برات بده نخور...

وقتی میزندش تا نره سراغ حیوونای خطرناک...

وقتی ناز کردن جواب نداد بهش اخم میکنه...

خدایا

واسه اینه که دوسش داره

ولی خداجون

بچه هست نمیفهمه

اگه بسوزه ...

اگه مار نیشش بزنه...

مادرش سرزنشش نمیکنه...

خدایا

خدایا

خدایا

چطوری از دست خودم ناله کنم؟

چطوری فریاد بزنم و بگم...

چطوری از خودم شکایت کنم پیشت...

که من میفهمم و میرم سراغ آتیش

آه که میسوزد قلبم هنگامی که دانسته گناه میکنم و از تو طلب بخشش دارم

نه یک بار نه ده بار نه صدبار ....

خدایا

چه میخواهی با من بکنی؟

خدایا اگر جای تو بودم این توبه شکن نامرد بی معرفت عاصی رو بدجوری عذابش میکردم.

خدایا من مستحق عذابم

ولی...

تو رحمن و رحیمی...

تو کریمی...

و نا امیدی از شیطان است...

خدایا با این که حتی نمیتوانم از گناه نکردنم در چند لحظه دیگر اطمینان داشته باشم...

با این که وقتی گناه میکنم تو در خاطرم هستی و من چه نامردم.......

خدایا

با این که از بس توبه کردم فرشته ها از دستم خسته شدن...

اما من هنوز هم به تو امیدوارم...

خدایا تو رو به خداییت قسمت میدم

قسمت میدم

قسمت میدم

چطوری قسمت بدم؟

تورو به پنج تنت

خدایا قسمت میدم

اگه هر چقر هم توبه شکستم منو از خودت نرونی و در توبه رو به روم نبندی..

خدایا قسمت میدم..

خدایا

خدایا..

بنده همان به که زتقصیر خویش عذر به درگاه خدای آورد

ورنه سزاوار خداوندیش کس نتواند که به جای آورد

خدایا...

از امیدواری به خودت نا امیدم نکن..

که پناهی جز تو ندارم...

خدایا با من باش . . .

گاهی دلم میگیرد.

گاهی دیگر نمیدانم در لحظه چه باید بکنم.

گاهی سوی هر چه می روم و هر کتابی را میخواهم بخوانم مرا نمیپذیرند!

گاهی دلم میخواهد مقداری از زندگی ام را قیچی کنم و به قطعه قبلی متصل کنم.

خدایا با من بمان.

خدایا وقتی در دل من باشی دیگر همه مرا می پذیرند.

خدایا وقتی تو در ذهن من باشی کتاب هم مرا خواهد خواند.

خدایا وقتی تو مرا به یاد خود بیندازی لحظه ها به من خیره میشوند.

خدایا با من بمان تا من با خودم بمانم ...