شناخت حسی:

وقتی شما مثلا با چشمتون دارید یک لیوان را می بینید نمی توانید اندازه اون رو بزرگ یا کوچیک کنید و از اون تصویری می سازید که این نوع شناخت یک شناخت حسی هست که به حواس وابسته است.

"شناختی که وابسته به صورت و حس هست"

شناخت خیالی:

حالا چشماتون رو ببندید و تصویر لیوان رو تو ذهنتون تصویر کنید. میتونید اونو بزرگ و کوچیک کنید و از جایی به جای دیگر ببرید. ولی هنوز دارای تصویر است.

"شناختی که از حس مستقل(مجرد) است ولی مجرد از صورت نیست"

شناخت خیالی:

دو دو تا میشه چهار تا! کل بزرگتر از جزئه! این ها رو چطوری میشناسید؟ نه شکل دارند و نه وابسته به حس اند. این ها میشه شناخت عقلی که از صورت و حس مجرد (غیروابسته) است.

"شناختی که مجرد از حس و صورت است"

خدا را با کدام یک از این ها می توان شناخت؟

جوابش شماره ۳ هست.

میتونید بگید چرا؟