از این همه اشتیاق دلگیر میشوم. خدایا تومیدانی که چه زود پیر میشوم.

در دلم شور دویدن تجلی میکند. خدایا به سر میخواهم بیایم ولی پایم گیر میکند.

امروز که فکر میکنم عمر زیادی رفته است.غصه زیاد نمیخورم باور کن نمیدانم باقی عمرم چند هفته است.

نعمات زیادت مرا دل مشغول میکند.عیبی ندارد خدا بیکاری بیشتر آدم را پیر میکند.

امروزهم جمعه هست و ازگفتن مهدی بیا بیم دارم.می دانی چرا؟آخر کار با فلان کیک* ساعت سه ونیم دارم!

مهدی جان خدایی اگر خواستی بیایی یک تست درست سنج از من بگیر. آخر میترسم بیایی و به جای فراخواندنم گریه کنی از کارهایم یک دل سیر.

شاید این جمعه بیایی شاید یعنی، جمله شاید این جمعه آدم شوم را برسانم به مرحله معنی...

قربانت حسین مسعودی .همین الان

*kiak